یسنا غذا نمیخوره
سلام عزیز دلم
الان ساعت ١٢.٣٠ ظهر هستش و تو گل دخمل هنوز لالایی.
آخه شب تا دیر وقت بیدار
می مونی و میخوای بازی کنی و صبح ها دلت میخواد لالا کنی![]()
دخمل گل مامان تازگیا دیگه خیلی کم غذا میخوری و روز به روز داری لاغرتر و کوچولوتر میشی .
الان تقریبا شش ماهه که وزنت اصلا تغیر نکرده و روی ١٠ کیلو ثابت موندی .و این مسئله دیگه نگران کننده شده واسم
کل روز غذات فقط شده همون یه ذره شیر که میخوری و دیگه
اونروز خیلی بخوای دل منو شاد کنی و غذا رو هم خیلی دوست داشته باشی نهایت ٤ تا قاشق غذا
میخوری و همین میشه غذای اونروزت و دیگه هیچی نمیخوری............
بقیه در ادامه مطلب.....
واسه همین دیگه تصمیم خودم را گرفتم و دلم را یکدل کردم و میخوام پروسه از شیر گرفتنت را شروع کنم البته خیلی از این کار میترسم.
آخه خیلی خیلی وابسته ای و شبها جز اینکه شیر
بخوری و لالا کنی ، به هیچ شکل دیگه ای لالا نمیکنی و اینقدر گریه میکنی تا بهت شیر بدم و خوابت ببره![]()
![]()
این هفته بابا جون اینا روز شهادت حضرت فاطمه شله زرد نذری میپزن و ما این چند روز همش اونجاییم
و تو تقریبا سرگرمی اونجا.چون بچه های خاله هام میان اونجا و تو سرگرم بازی میشی کل روز و من با
خودم فکر کردم که بهترین زمان واسه از شیرگرفتن کردن تو هستش![]()
نمیدونم میتونم موفق شم یا نه اما امیدوارم موفق شم و این کابوس واسم تموم شه![]()
![]()
از همین الان که هنوز اینکارو شروع نکردم دلم واسه شیر خوردنت تنگ شده .واسه لوس کردن خودت
واسم وقتی که شیر میخوای و من بهت نمیدم تا بخوری و تو میگی مامان خواهش میکنم شیر میخوام و
خیلی لحظه های شیرین دیگه که تو این دو سال شیر خوردنت باهم داشتیم و لحظه لحظه اش واسم
شیرین و به یاد موندنی هست
امیدوارم خیلی راحت این مسئله را قبول کنی و اذیت نشی نفسم.
دوست دارم بی نهایت جیگولوی مامان



یسنا غذا نمیخوره
